کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

باور کنید! حال و هوایم مساعد است

این شایعات، شیوه ی بعضی جراید است

                                  یک صبح تیتر می شوم:

                                              این شخص...

 }                                                  بگذریم{

                  یک عصر:

                  خوانده اید... و تکرار زاید است

                                                      

من زنده ام هنوز و غزل فکر می کنم

باور نمی کنید، همین شعر، شاهد است

 

برگرفته از کتاب "من زنده ام هنوز و غزل فکر می کنم"

محمد علی بهمنی

 

 

پی نوشت 1:

واقعا شعر قشنگیه.

با خوندن این شعر داشتم فکر می کردم خیلی وقته روزنامه نخوندم. یعنی خودم تصمیم گرفتم که دیگه روزنامه نخونم.

چرا؟

به خاطر اینکه تقریبا می تونم پیش بینی کنم هر روز توی هر صفحه چی نوشته شده.

تکرار مکررات....


حتما تیتر بزرگ اولین صفحه آلودگی هوای تهران و تعطیل شدن مدارس و اداره هاست حالا استان فوتبال خیز و نفت خیز و شهیدپرور خوزستان در سال چند ماه با خاک دست و پنجه نرم می کنه و تعطیلی بی  تعطیلی بماند- و حتما در صفحه دوم خبر از چند بمب گذاری در عراق درج شده واینکه کشور دوست و برادر پاکستان گرفتار بلایای طبیعی از قبیل سیل و زلزله شده  و در  کشور دوست و همسایه افغانستان طالبان کماکان می تازند و ما کماکان آنها را محکوم می کنیم.

ورق میزنیم ، در صفحات اجتماعی حتما از افزایش روز افزون طلاق در کشور خبری هست و در صفحات سلامت و پزشکی خبری است از شیوع موج سوم آنفولانزای نوع فلان و گسترش روز افزون بیماری ایدز...

در صفحات ورزشی حتما (فیروز کریمی) با اون ادبیات عجیبش حرفی زده و تیتر شده و (خداداد عزیزی) به خاطر اهانت به داور مسابقه از حضور در بازی بعد محروم شده. و حتما چند خبر از قرار داد های با ارقام نجومی بین فلان بازیکن و فلان باشگاه- که برای من همیشه سوال این بوده که ما که بعد از هر بازی میزنیم در و پنجره هر چی  بانک و مغازه است میشکنیم بهتر نیست اعتراف کنیم توی فوتبال هیچی نمیشیم و این هزینه ها را صرف ساختن مدرسه و.... کنیم؟-

بگذریم..و در نهایت در صفحه حوادث حتما  خبر از گروگان گیری و آدم ربایی و ...

خوب با این اوصاف روزنامه بخونم که چی؟

یک روز و دو روز نیست این مشکل ما         ما سیصد و شصت و پنج مشکل داریم

 

پی نوشت 2:

گویا اخیرا شیوه نگارش تغییر کرده و دیگه نباید بنویسیم (حتما)، باید نویسم (حتمن). ننویسیم (لطفا) بنویسیم (لطفن)و همه کلمات از این قبیل رو  باید به  صورت شنیداری بنویسیم.

حالا بماند که معلم های کلاس اول چقدر خون دل خوردند که درست نوشتن این جور کلمات رو به ما یاد بدهند و بماند که چه دیکته هایی که به خاطر نوشتن (لطفن) و (حتمن) بیست نشد.

من موندم که  واقعا مشکل  فرهنگ و ادب ما این جوری حل شد تموم؟

واقعا دلم میسوزه :

در مدرسه از نشاطمان کم کردند    از فرصت ارتباطمان کم کردند

هر گاه به هم عشق تعارف کردیم   از نمره انضباطمان کم کردند

 

همیشه گفتم ژاپنی ها رفتن مریخ خربزه کاشتن و برگشتن و ما کماکان  داریم ...

 

هنگامی که ناسا برنامه ی فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد،با مشکل کوچکی روبرو شد.آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون جاذبه کار نمی کنند.(جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابد وروی سطح کاغذ نمی ریزد)

برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندرسون را انتخاب کردند.تحقیقات بیش از یک دهه طول کشید،12میلیون دلار صرف شد و در نهایت آنها خودکاری طراحی کردند که در محیط بدون جاذبه،زیر آب وروی هر سطحی حتی کریستال می نوشت و از دمای زیر صفر تا 300 درجه سانتی گراد کار می کرد..

روس ها راه حل ساده تری داشتند،آنها از مداد استفاده کردند!

 این داستان مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مسئله است.تمرکز روی مشکل یا تمرکز روی راه حل؟

 

(عسل بانو)

 

[چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٠] [۸:۳۸ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak