کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

مهربانم، ای خوب

یاد قلبت باشد

یک نفر هست که اینجا  بین آدمهایی که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها به تو می اندیشد

و کمی

دلش از دوری تو دلگیر است.

مهربانم ای خوب

یاد قلبت باشد

یک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش این است

زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی

و دلت همواره محو شادی و تبسم باشد

مهربانم ای خوب

یاد قلبت باشد

یک نفر هست که دنیایش را

همه هستی و رویایش را

به شکوفایی احساس تو پیوند زده

مهربانم ای خوب

یک نفر هست که با تو

تک و تنها با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور

پر احساس و خیال است و سرور

مهربانم ای یار، یاد قلبت باشد

یک نفر هست که با تو ، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت هر صبح

گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش راهی خانه خورشید شوی

پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی

 

 

[یکشنبه ۱۳۸٩/٩/٢۱] [٧:۳٠ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak