کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

نگرانم نکند حال تو بهتر نشود

روزگار تو و این درد-عزیزم- نکند سر نشود

نگرانم، نگرانم، نگرانم تو ولی

صبر کن، خاطرت ای خوب مکدّر نشود

(عسل بانو)

 

پی نوشت:

نگرانم دیگه، حال و حوصله ندارم.

همین دو بیت بیشتر مهمانم نشد.

                    (عسل بانو)

 

[شنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۱] [٩:٢٧ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak