کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 

 

 

ماجرای عشق ما یک اتفاق ساده نیست


قصه این عشق های پیش پا افتاده نیست

 

 

عشق ما با التهابی از جنون آمیخته ست


چون هوسناکی مشتی مردم واداده نیست

 

با جنون و التهاب عاشقی مانند من


بی گمان معشوق بودن آن چنان هم ساده نیست!

 

 

در تلاطم های اقیانوس پر طوفان عشق

 

پای واپس می کشد موجی که طوفان زاده نیست

 

 

گام هایم با تو هر دم در شروعی تازه اند

 

پیش رو جز وسعت بی انتهای جاده نیست

 

 

بی گمان چون تو زنی عاشق نمی آید به دست


در شکیبایی زنی همچون تو فوق العاده نیست

 

 

عطر زلفت در تن گلهای وحشی ریخته ست


ناز چشمت در نگاه آهوان ماده نیست

 

 

با تو باید تا افق های رهاتر پر کشید


آه، بال من برای پرزدن آماده نیست

 

(محمدرضا ترکی)

 

 

 

[یکشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٦] [٩:٠۱ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak