کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو
  خدا را! بزنم یا نزنم؟

همه حرف دلم با تو همین است که دوست...
چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:
دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم ؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم:
بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟

قیصر امین پور

 

 

پی نوشت:

      به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

                             و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

     دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد

                               نگهش دار به موسی شدنش می ارزد

 

[شنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢] [٩:۱٦ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak