کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

خدا بزرگ، خدا مهربان، خدا خوب است
تو خوب هستی و من خوبم و هوا خوب است

دلم اگر چه شکسته، اگر چه بیمار است
ولی به عشق تو چون هست مبتلا، خوب است

مریض عشق تو هرگز شفا نمی‌خواهد
چرا که درد اگر بود بی دوا، خوب است

مگو که:درد و بلایت به جان من بخورد
به راه عشق، اگر درد، اگر بلا خوب است

خوشم به خنده، به اخم و گلایه‌ات، زیرا
هر آنچه می رسد از جانب شما خوب است

محمود اکرامی

[سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٤] [٧:٥٧ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak