کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت می دونی عادت نیست، فقط دوست داشتن محضه

 

 

کنارم هستی و بازم بهونه هامو می گیرم

میگم وای چقدر سرده، میام دستاتو می گیرم

 

یه وقت تنها نری جایی، که از تنهایی می میرم

از اینجا تا دم در هم بری دلشوره می گیرم

 

می دونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوسِت دارم

 

تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود آزاری

 

کنارم هستی انگار همین نزدیکی هاست دریا

مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا

 

قشنگه رد پای عشق، بیا بی چتر زیر برف

اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف

 

می دونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوسِت دارم

 

تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود آزاری

 

 

 

پی نوشت:

 

سوختن غصه هایتان در آتش امشب آرزوی من است.

چهارشنبه سوری مبارک

[سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٤] [٩:٢٦ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak