کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 

 

نگهدار دنیا؛

همین جا پیاده می شوم.

 

 

پی نوشت 1:

 

      رشته ای بر گردنم افکنده دوست

                            می کشد هر جا که خاطرخواه اوست

رشته بر گردن نه از بی مهری است

                         رشته ی عشق است و بر گردن نکوست

 

دارم فکر می کنم به روزی که چراغ سبز شد و حرکت کردم به سوی تو.

به شرط چاقو که به دنیا نیامده ام من،( که من این خانه به سودای تو ویران کردم).

منم از اهالی همین امروزم و ( نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست).

و چه اتفاق نادر و عجیبی ست دوست داشتن.

پی نوشت 2:

اگر این پرستو بداند

که من چقدر تو دوست می دارم

به خدا زمین از رفتنِ این همه دایره باز... باز می ماند!

چه دیر آمدی حالای صدهزارساله ی من!

من این نیستم که بوده ام

او که من بود آن همه سال

رفته زیر سایه ی آن بید بی نشان مرده است.

       (سید علی صالحی)

 

پی نوشت 3:

دیگه ماهی قرمز عید نداریم

دومی هم رفت پیش دوستش.

 

پی نوشت 4:

همیشه نیمه ی دوم فروردین خیلی دیر می گذره، اصلا انگار نمی گذره.

 

 

 

[شنبه ۱۳٩٠/۱/٢٠] [۸:٢۱ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak