کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

تازه متولد شده این شعر، اصلاح می شود، ادامه دارد...:

 

چو یک بیمار مادرزاد

     نه می خوابم، نه بیدارم

              گرفتارم

     حواست نیست،   می دانم.

نه غمگینم، نه خوشحالم

نه می خندم، نه گریانم

  نه آشوبم، نه آرامم

اگر خوبی، منم خوبم

    حواست نیست میدانم.

 

پی نوشت 1:

دوستی تکرار دوستت دارم نیست؛

فهمیدن ناگفتنی های کسی است که دوستش   می داری.

 

پی نوشت 2:

نیا باران،

زمین جای قشنگی نیست،

من از اهل زمینم خوب می دانم

که گل در عقد زنبور است

ولی از یک طرف پروانه را هم دوست می دارد.

 

 

[جمعه ۱۳٩٠/٢/۳٠] [۱۱:٤٦ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak