کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

برهنه به بستر بی کسی مردن
تو از یادم نمی روی

خاموش به رساترین شیون آدمی
تو از یادم نمی روی

گریبانی برای دریدن این بغض بی قرار
تو از یادم نمی روی

سفری ساده از تمام دوستت دارم تنهایی
تو از یادم نمی روی


سوزن ریز بی امان باران بر پیچک و ارغوان
تو از یادم نمی روی

تو ، تو با من چه کرده ای که از یادم نمی روی

 

(سید علی صالحی)

پی نوشت1:

 

دلم تنگ شده برای نوشتن، هر چه ناز می کنم این کلمات رو نمی نشینند روی دفتر.

پی نوشت 2:

نوشته ام به دل شعرهای غیر مجاز

که دوست دارمت ای آشنای غیر مجاز

  ( نجمه زارع)

پی نوشت3:

بگو دو مرتبه این را که : (( دوستت دارم))

دلم هنوز به این جمله ی شما  گرم است

بیا گناه کنیم عشق را.... نترس خدا

هزار مشغله دارد، سر خدا گرم است

من و تو اهل بهشتیم اگر چه می گویند

جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است

به من نگاه کنی شعر تازه می گویم

که در نگاه تو بازار شعرها گرم است

   (نجمه زارع)

 

[یکشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٢] [۱۱:٢٢ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak