کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

یک سال است که می دانم بی قراری چیست

درد چیست

مهربانی چیست

یک  سال است که می دانم آواز چیست

راز چیست ....

چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند

امروز من یک ساله می شوم ....

 

 

                               *****************

 

 

 

 

صدای قلب نیست

صدای پای توست

که شب ها در سینه ام می دوی

کافی است کمی خسته شوی

کافی است کمی بایستی . . . .

 

 

*********************

 

باران باشد

تو باشی

یک خیابان بی انتها باشد ....

به دنیا می گویم .... خداحافظ !

 

(گروس عبدالملکیان)

 

[سه‌شنبه ۱۳٩٠/٤/٢۱] [٧:٤۳ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak