کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

اگر چند سال زودتر به هم می رسیدیم به تو می گفتم هر پرنده کجا آشیان دارد.

به من سخت می گذرد که تو تب کنی. کاش تمام حرارت ها  یک جا جمع  می شد و به جای اینکه ذره ای به اندام تو نزدیک شود قلب سمج مرا می سوزاند.

(بخشی از نامه های عاشقانه ی نیما یوشیج)  

 

********************

   چندیست وحی می شود به من

           آیه های سیب

         از ابتدای سوره ی ((تو))

         این آغاز دیوانگی ست.

 

(عسل بانو)

*******************

پی نوشت:

من نه آن  رندم که ترک شاهد و ساغر کنم

    محتسب داند که من این کارها کمتر کنم

 

    (حضرت حافظ)

[یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٢] [۱۱:٢٠ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak