کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 

یک غزل آمد ولی قافیه هایش توپ نیست

مثل این حال خرابم... حالم اصلا خوب نیست

 

این دلم تاریخ شد، تاریخ یک درد بزرگ

من کتابش می کنم، این کارِ (زرین کوب)نیست

 

 

 

پی نوشت:

 

وقتی دنیا رو سرت خراب میشه، وقتی کمر دلت خم میشه،

وقتی حیرونی بین بودن ونبودن، اون وقت حالت مثل من  میشه.

قافیه های غزلت جور نمیشه و میزنی به کوچه دوبیتی.

احساس می کنم چند سال پیرتر شدم.

وسط این حال خراب نفهمیدم چند غزل آمدو از ذهنم پرید.

وصف حال من شد این دوبیتی.

این وسط نمی دونم  اسم استاد( عبدالحسن زرین کوب) از کجا پیدا شدو قافیه رو جور کرد.

همین نشون میده که حالم اصلا خوب نیست.

(پیوسته شناورم در این وسعت اشک   باید به حساب چه کسی گریه کنم؟)

همین.

      ((عسل بانو ))

 

[دوشنبه ۱۳۸٩/٧/٥] [۸:٤٦ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak