کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

خوبم...

درست مثل مزرعه ای که محصولش را ملخ ها خورده اند، دیگر نگران داس ها نیستم.

 

*****************

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟

خواهر کوچکم از من پرسید

من به او خندیدم.

کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوار و درختان دیدم.

باز هم خندیدم،

گفت: دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد

آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید.

بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:

بعدها وقتی غم

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد.

 

 

پی نوشت:

...وعشق قیچی شد

وقتی تو سنگ شدی

و من کاغذی بی رنگ

 

پی پی نوشت اول:

دوست دارم کالسکه چی از هر دلی حرفی بزنه، متاسفانه شاعر بعضی شعرها رو نمی تونم پیدا کنم. ممنونم از آقای نجفی مدیر محترم وبلاگ (ترنم باران آبی آسمان) که همیشه با ذکر نام شاعر ما رو از خجالت در میارن.

پی پی نوشت دوم:

مثل اون روزها که غرق شده بودم در دریای (فریدون مشیری)، یا روزهایی که موج ( سید علی صالحی ) من رو می برد، مثل روزهای (هشت کتاب سهراب) و حافظ هم که همیشه...

نه مثل اون روزها نیست این روزهای من، دریای مولانا و شمس بد جور طوفانیه.

پی پی نوشت سوم:

(پی پی نوشت) ها هیچ ربطی به (پی نوشت) نداشتند. نوشتم خوبم ولی خوب نیستم.

 

[شنبه ۱۳٩٠/۸/٧] [٥:٤۳ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak