کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

 

دلتنگ یعنی روبه روی دریا ایستاده باشی و خاطره ی یک خیابان خفه ات کند.

 

*********

هزار کاروان چشم به راه کشیدم

تا نسیم جانت به جانم خورد

از راه رسیدی مثل باد

و خیمه زدی کنار دلم

جان در گرو گذاردم  برای بودنت

و با جانِ در گرو

عاشقت شدم

رسیدن به خیر

 

( عسل بانو)

 

 

پی نوشت:

از کوی تو بیرون نرود پای خیالم

نکند فرق به حالم ، چه برانی چه بخوانی

چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی

نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی

[جمعه ۱۳٩٠/۸/۱۳] [۱۱:۳٩ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak