کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

 

امروز کالسکه چی رایحه ی ( رایحه ی یاس) رو داره- دوست و همراه همیشگی وبلاگ و من.

آنچه می خوانیم حرف دل این روزهای رایحه ست:

 

 

((این روزها نوشتن هایم بوی حرف های دور و برم را گرفته...شاید بوی دلی را که گله دارد...از خودش...از همراهش...از خدایش... نمی دانم، هر کسی به دل خودش بخواند...))

 

من از جنس توام یا نه؟ چرا پس سرد و تنهایم؟

چرا پس در حضور تو، غریبِ بی کسی هایم؟

کجا کو شمع راه من؟ چه شد آن با تو بودن ها

بس است این بر منِ ِخسته، که دیگر می کِشَد پایم

 

من از جنس توام یا نه؟ که حتی با تو درگیرم؟

چرا وقتی تو می گویی... برو.. دیگر نمی میرم؟

رهایم می کنی با خود؟.. چرا با اینکه می بینی..

که من بی تو چه بیمارم، که من بی تو چه دلگیرم..

 

( رایحه )====>>> لیلا وصالی

-

[سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱] [۸:٠٧ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak