کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

کجاست جای تو در نکته ی  زمان که هنوز

 که پیش از این،.. که پس از آن،.. که بعد از آن،.. که هنوز

          و با چه قید بگویم که ((دوستت دارم))

            که تا ابد،... که همیشه،.. که جاودان،.. که هنوز

[دوشنبه ۱۳۸٩/٧/٥] [۳:۳۸ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak