کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

:پیش نوشت

فقط یک اسم مستعار است برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم، هرکدامشان برای خود یک دلتنگی اند،

باران بیاید یا نیاید

تو باشی یا نباشی

خاطرت باشد یا نباشد

من خیس از یاد توام.

 

 

*********

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند 
هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را

 

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
...
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

 

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را

 

قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

 

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

 

«منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را » 



((کاظم بهمنی))

 

[پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٧] [٩:۳٧ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak