کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

   دلتنگ توام، حسرت دیدار مرا کشت

         هی فاصله...هی فاصله....تکرار مرا کشت

 

                                     *********************

این شعر رو تقدیم می کنم به ((حاج عمو)) وقتی که پیپ می کشه:

 

اعجاب آوری، به تو باید نگاه کرد

از هوش می بری، به تو باید نگاه کرد

این چشم­ها برای تماشای تو کم است

با چشم دیگری به تو باید نگاه کرد

پیکرتراش­های نخستین نوشته­اند

سهل است بتگری، به تو باید نگاه کرد

ای دیدنی­ترین و پرستیدنی­ترین

رؤیای مرمری! به تو باید نگاه کرد

زیبایی­ات گرفته فراز و فرود را

در دیو، در پری، به تو باید نگاه کرد

در تو دقیق گشتم و عقلم به باد رفت

گفتند، سرسری باید به تو نگاه کرد 

 

قربان ولیی

 

 

پی نوشت 1:

وقتی که هستی دوستت دارم

وقتی که نیستی لحظه های دوست داشتنت را مرور می کنم.

 

 

پی نوشت 2:

 

همیشه دوست داشتم رشته ای رو برای تحصیل انتخاب کنم که حرفی برای گفتن داشته باشه،...جالب باشه ... بپرسن  و من چیزی داشته باشم که بگم.... نشد که بشه..... ولی امسال پایان نامه صحافی شده ، گوشه ی کتابخونه ی کوچیکم کولاک کرد. برای مهمانان نوروز هی چشمک زد و دیده شد. ورق خورد و ....

دیشب کلی رفت رو قیمتم.... کلی از معنی  اصطلاحات پایان نامه ام پرسیدن و من جواب دادم

و پسردایی هم که کلی آدم حسابیه ، از روش آنالیز داده ها پرسید و خلاصه کلی حرف داشتم برای گفتن. بعد هم گفت: معلومه خیلی زحمت کشیدی، پایان نامه ی نغز و پرمحتواییه.

امروز هم که برای تبریک سال نو با استادم تماس گرفتم بهم گفت خانم مهندس..

به قول فروغ خدا جون نوکرتم.

 

پی نوشت 3:

امروز بالاخره خوندن رمان کلیدر رو شروع کردم. خودم رو تنبیه کرده بودم که چون برای آزمون دکترا درس نخوندم نباید حالا اینم بخونم... ولی دیگه چیزی به آزمون نمونده و درس خوندن هم فایده نداره.

[چهارشنبه ۱۳٩۱/۱/٢] [۸:٥۳ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak