کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت1:

   بعضی وقت ها دوست دارم وقتی دلم می گیره، خدا بیاد بگه:

آدما اذیتت می کنن؟ بیا بریم....

پیش نوشت 2:

   یک روز تمام محو قایق شده بود

              با گردش امواج موافق شده بود

وقتی که تو را دید به ساحل آمد

                  بیچاره نهنگ پیر عاشق شده بود

             (سروش محمدی)

 

*********************************

 

  مثل روز رفتن...

مثل اینکه دفن شده باشم سال ها.... بی سنگ.... بی نشان.

مثل اینکه گم شده باشم میان تلاطم نت ها...مثل غریب نواختن دلم....

مثل حرف زدن با صدای آهسته.....هییییییییییییس........آرام....

مثل نمازهای بین راه.....شکسته.

مثل بی هوا شدن.... بی حوا شدن.......

مثل احتمال انهدام صبوری.....

مثل سرشکن شدن حوصله...

مثل پای کوبی در خیال....

مثل وارونه ایستادن....

مثل دور زدن دوایر پر درد خاطره....مثل گیج زدن....

مثل قدم زدن روی آینه....

مثل دیدن کسی از ایل و تبار زمین خوردگان....

مثل تهمینه....مثل گردآفرید....مثل سودابه.....مثل منیژه....

مثل یخ زدن از سکوت....

مثل رد پای غرور تا دریا.....

مثل رسیدن به باور ....به بام.....

مثل بافتن....مثل شکافتن....مثل کور شدن گره ها...

مثل عابر.....مثل عبور.....

مثل ایستگاه بدون ایست...

مثل تجزیه و تحلیل....

مثل یک رژیم ذهنی...

مثل لنگ زدن ثانیه ها....زنگ زدن.....زدن

مثل همین هاست حال من.

 

 

 

 

پی نوشت 1:

بعضی سوال ها به ظاهر ساده اند و راحت می گذریم از کنارشان. ولی درگیرمان می کنند مدتی.

دختر عموم پرسید : فکر می کنی کودک درونت چند سالشه؟

یه کم فکر کردم و گفتم: 18 سال.

حالا دارم فکر می کنم، خانم شده برای خودش کودک درونم.

شاید تا همین دوسال پیش کودک درونم 8 سال بیشتر نداشت.

چه زود بزرگ شد.

عاشق تمام دوران کودکی ام هستم، به جز اون قسمت که می خواستم بزرگ شم.

 

پی نوشت 2:

شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد

از غزل‌هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمه‌ی عاشقترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد..

 

       ( حامد عسکری)

پی نوشت 3:

ستاره شدن کار سختی نبود...

شکستم ولی غرق نورم هنوز

اگر جنگ با زندگی ساده نیست...

در این عرصه مردی جسورم هنـوز

[دوشنبه ۱۳٩۱/٢/۱۸] [۱٠:٢٩ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak