کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

 من واسطه بودم؛

  دل را خدا داد و تو بردی

   اگر نباشی، دلم که هیچ، دنیا هم تنگ می شود.

*******************************

     نشسته ام رو به روی جغرافیای احساسم.

     تمام مسیرها به نگاه تو ختم می شود.

     چشمهایت را چند دقیقه سکوت می کنم.

    رو به سنگینی می رود دلم.

  پای دلم سست می شود و می افتد همان جا.

   هیچ راهی تا  نگاه تو هموار نیست.

 چقدر خوب می شود برگردم و بگویند:

    دوربین مخفی؛ لبخند بزنید لطفا.

   و من کابوس هایم را بغل کنم و بروم.

      چقدر خوب می شود.....

 

                        (عسل بانو)

 

پی نوشت 1:

                               تنها صدای سبز تو مانده برای ایل

ای از تبار آینه روشنگر واصیل

 

ای تو برای گفتن من بهترین گواه

ای تو برای بودن من بهترین دلیل

 

من دلگرفته  خسته و خشکیده و خراب

اما تو عاشقانه وجاری شبیه نیل

 

این روزها بدون تو دلگیرم از غروب

هی می رسم به دلهره هایی از این قبیل...

 

این روزها بدون تو بر این زمین سرد

باد و تگرگ و صاعقه هی می شود گسیل

 

دیگر نمی رسم به تو بانوی قصه ها!

دیگر نمی رسم به تو ـ حالا به هر دلیل

 

***

من زنده ام به یاد تو رویای سبز کوچ!

من زنده ام به یاد تو تنها صدای ایل!

 

                                            (پیمان سلیمانی)

پی نوشت 2:

      به عشق در تو گم شدن شبی دخیل بسته ام

         به قیمت تمام دل اگرچه ننگ می شود

        چه نذرها نکرده ام اگر خدا روا کند

      چقدر با تو بودنم خوش آب و رنگ می شود

                (فرادین فروغی- انجمن ادبی شیدا-اهواز)

 

پی نوشت 3:

  اصلا فکر نمی کردم به این سرعت ترتیب اثر بدهند آقای بوترابی. وبلاگ فروغ حذف شد. به لطف این مرد بزرگ برگشت. خیلی سریع. 

به مردی که صدای سکوت را بشنود باید گفت خدا قوت.

خداقوت آقای بوترابی و متشکرم.

[یکشنبه ۱۳٩۱/۳/٧] [٩:۳٧ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak