کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

از تو خرده نمی گیرم،

چون من برای تو

کاری با خودم کردم، که هیچ دشمنی با من نکرد.

 

*******************************

بید مجنون پیش چشم تو اگر خم می شود

خصلت بید است، صد بار دگر خم می شود

دلخوشی مثل سلیمان عشق در فرمان توست

باد پیش گیسوانت تا کمر خم می شود

ای زلیخا مکر خود را با یهودا نصف کن

پشت یوسف از تکان این خبر خم می شود

لذت هر روزه ات این است من یا بیدها

پیش پای تو کدامش بیشتر خم می شود

خوبم اما از جنون آنی آدم بترس

گاه پشت جنگل از اسم تبر خم می شود

(حسن حسن پور)

پی نوشت 1:

   از نظر هندوانه تمام انسان ها چاقو کش هستند.

نگاه خیلی مهمه، خیلی مهمه که چطور نگاه کنیم به مسائل.خیلی مهم که چه تعریفی از مسائل داشته باشیم. اگر کسی را در حال سقوط می بینیم، کمی فکر کنیم شاید خودمون وارونه ایستاده باشیم.

پی نوشت 2:

وقتی به یکی زیادی تو زندگیت اهمیت بدی، اهمیتت رو تو زندگیش از دست میدی، به همین راحتی.

پی نوشت 3:

جسارت می خواهد نزدیک شدن به افکار دختری که روزها مردانه با زندگی می جنگد، اما شب ها بالشتش از هق هق های دخترانه خیس است.

پی نوشت 4:

تا حالا به گربه دقت کردین؟

ملوس، لوس، عشقولی، مظلوم

و در عین حال، بدجنس، بی وفا و فرصت طلب.

توجه کردین؟

 


پی نوشت5:

خودت آموختیم عشق و خودت سوختیم


بعد نوشت:

می زنی و تمام کاسه کوزه های مرا می شکنی،

همه ی آنچه را ساختم، ساختیم.

و فردا نه انگار که....

می آیی و می دانم قرار است چه بگویی؛

اول از....

بعد از....

و اینکه چرا....

همه را به نوبت می گویی، همه ی آنچه را که می دانم می خواهی بگویی، همه ی آنچه را که در این جور مواقع می گویی، با چاشنی لبخند البته.

همه را به ترتیب می گویی. ولی اصلا یادت نیست که...

نه انگار که دیروز...

با تو از یک جایی به بعد دیگر دست و پا نمی زنم،

دل دل نمی کنم، داد و بیداد نمی کنم، از یک جایی به بعد فقط سکوت می کنم. دلم اهل شکایت نیست،

تو هم که یادت نیست.

گاهی آلزایمر درد نیست، درمان است.

.....و من فکر می کنم به روزهایی که گران بودم. که دلم را احتکار کرده بودم در انبار وجودم. که کم پیدا بودم.

فراوانی هیچ وقت خوب نیست. فراوان که باشی می مانی و گند میزنی.

حس می کنم از زردآلو هم کمترم. زردالو همیشه نیست، همیشگی نیست. فقط یک فصل هست و گران هم هست.

حالا دیر است. ((به ضرب المثل ها هم اعتمادی نیست.

ماهی را هر وقت از آب بگیری فقط ماهی ست))

بعضیی حرفها از یاد آدم که نمی روند هیچ، دمار از روزگار آدم در می آورد این یاد.

تو که یادت نیست.


[جمعه ۱۳٩۱/۳/۱٢] [۱:۱٩ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak