کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 

 

آتش حسد آسمانیان است به زمین

شرار چشمهات.

مرا به زمان می فرستد و زمین،

 کلام چشمهات.

به یقین می رساندم عاقبت

دام چشمهات.

  (عسل بانو)

 

پی نوشت1:

نه کوه به کوه می رسد این روزها، نه آدم به آدم.

رسم روزگار عوض شده. مشترکین مورد نظر در دسترس نمی باشند.

 

نه کسی منتظر است و نه کسی چشم به راه

  نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه

بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست

    وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه

 

پی نوشت 2:

  اگر درد داری تحمل کن،

روی هم که تلنبار شد، دیگر نمی فهمی کدام درد از کجاست، کم کم خودش بی حس می شود.

درد می کشی و زندگی مصرف می کنی.

از سیگار کشیدن و مصرف مواد مخدر بهتر است.

قیافه ات هم تابلو نمی شود.

پی نوشت 3:

پی نوشت 1 و 2 هیچ ربطی به هم ندارند.

هر کدام را به هوایی نوشته ام. هوایی به گرمی این روزهای اهواز.

مخاطبش هم خودم هستم اصلا.


[چهارشنبه ۱۳٩۱/۳/٢٤] [۸:٤٥ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak