کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

 

   رسیده ام به حس برگی که می داند

    باد از هر طرف بوزد

       سرانجامش افتادن است

 

 

 

*************************

 

 

چقدر دلم می خواهد

      باران، باران

خیال آسوده به خاطرم ببارد

  محراب خشک جای دعا کردن نیست.

 

 

          (عسل بانو)

 

  

پی نوشت1:

 

   خدایا

 اگه هستی پس چرا نیستی؟

  اگه نیستی پس چرا هستی؟

 

 

پی نوشت 2:

ما را کبوترانه وفادار کرده است 
آزاده کرده است و گرفتار کرده است 

بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا 
از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است 

خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را 
در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است 

تنها گناه ما طمع بخشش تو بود 
مارا کرامت تو گنه کار کرده است 

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر 
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است 

 

          (فاضل نظری)

[چهارشنبه ۱۳٩۱/۳/۳۱] [۱٠:٠٧ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak