کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

عقل می گوید : بمان ؛ عشق می گوید : برو ؛ و خداوند این دو را آفریده است تا وجود انسان در حیرتِ میانِ عشق و عقل، معنا شود.
بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند ، راحلان طریق عشق میدانند که ؛ ماندن نیز در رفتن است!!!

(شهید مرتضی آوینی)

*************************

 

باید که از تو بگذرم انگار چاره نیست

فرصت برای ماندن و عشقی دوباره نیست

هی پای مهربانی دل را وسط مکش

در بی تو رفتنم، دل من هیچکاره نیست

ما را برای هم ننوشته ست سرنوشت

در آسمان بخت من و تو ستاره نیست

این ناله های لحظه ی رفتن به جز نمک،

بر زخم های کهنه ی این پاره پاره نیست

دلسنگیت برای من اثبات شد،دگر،

امید من به نرمی این سنگواره نیست

دیگر مگو،مپرس چرا زود میروی

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست...!

(سعید تاج محمدی)

پی نوشت1:

آدمی که می خواهد برود، می رود.

داد نمی زند که من دارم می روم.

آدمی که رفتنش را داد می زند، نمی خواهد برود.

داد می زند که نگذارند برود.

[جمعه ۱۳٩۱/٤/٩] [۱٢:٢٢ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak