کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

 

 

وای از کسی که زود دلت تنگ او شود

 اما همیشه دیر کند، دیر، گریه کن

تو منتظر، تو عاشق، تو جان به لب شده

تو بی گناه و این همه تقصیر گریه کن

 

 

**********************

 

 

 

 

آَعوذُ بِالله مِن شََّرِ چشمهایت

که هر پلک زدنت سجده ی واجب دارد

و هر سنگ نگاهت

پر از شیطنت خَنّاس است.

 

 

(عسل بانو)

 

 

 

 

پی نوشت:

 

به نام عشق که زیباترین سر آغاز است

هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

 

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین

هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

 

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت

که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

 

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق

کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

 

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد

چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

 

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق

چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

 

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد

کبوتری که زیادی بلند پرواز است ...

 

 

(سعید بیابانکی)

[جمعه ۱۳٩۱/٥/٢٠] [٤:٢٠ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak