کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

آفتاب که می تابد...

پرنده که می خواند...

و نسیم که می وزد...

با خودم می گویم:

حتما حال تو خوب است که جهان این همه زیباست.

 

**********************

 

مثل خیال شب های پر ستاره

هی بزرگ می شوی و بزرگتر

انگار از دیار دریایی

با موج هایی پر از شکوفه های سیب

و چقدر تماشا داری

و چقدر دلم پر از گفتن از توست

و چقدر نوشتنی هستی.

 

(عسل بانو)

 

پی نوشت 1:

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد

          نفسم بی تو کجا نای دمیدن دارد

علت کوری یعقوب نبی معلوم است

         شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟

 

پی نوشت2:

دلم تنگ شده برای اون دوایر کج و کوله ای که معلم ها پای برگه های امتحان می کشیدن و یک 20 توش می نوشتن.

همین جوری . الکی.

 

[چهارشنبه ۱۳٩۱/٦/۱] [۱٢:٤٠ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak