کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

وقتی تو نیستی نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد..

***********************

این روزها فقط می نشینم و حواسم را پرت می کنم به دورها، حقیقت از دور کمتر ترسناک است. حواسم را پرت می کنم به دورهای خوبی که گذشت. حواسم را پرت می کنم که نبینم، حس نکنم، نفهمم. کاش وقتی دوباره حواسم جمع شد، کسی از همان دور داد بزند کات، و بعد یک سکانس تازه شروع شود. مثل فضای فیلم های مهرجویی. مثل پایان یک دلشوره.

 

پی نوشت 1:

همیشه از فاصله ها گله می کنیم. شاید یادمان رفته در مشق های کودکی برای درک بهتر کلمات کمی فاصله لازم بود.

چاره ای نیست، آرام می شوم به اینکه ( اَلخَیرُ فی ما وَقَع) و (عَسَا اَن تَکرَهوا شَیئَا وَ هُوَ خَیرا لَکُم). و آرام تر به اینکه

همیشه این توئی که می روی ، همیشه این منم که می مانم. شاید برای درک بهتر این فاصله لازم است. نمی دانم.

 

پی نوشت 2:

عشق گاهی وقت ها از درد دوری بهتر است

بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است

توی قرآن خوانده ام ، یعقوب یادم داده است

دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است

 

پی نوشت 3:

 

و من و این روزها و این ترانه با صدای همایون شجریان

 

نه بسـته ام به کـس دل

نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رهـا، رهـا، رهــا مـن

زمـن هــرآن که او دور

چون دل به سینه نزدیک

به من هـر آن که نزدیک

از او جـدا ، جـدا مـن

نه چشم دل به سوئی

نه بـــاده در سـبوئی

کـه تـر کـنم گلــوئی

بــه یــاد آشــنا مــن

ســتاره هــا نهـفتم

در آسمــان ابـــری

دلم گرفته ای دوست

هـــوای گریـه با مـن

[سه‌شنبه ۱۳٩۱/٧/٤] [۱٠:٤٦ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak