کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

در بزم عارفان جدل و قیل و قال نیست

      حال دل است و گوش دل است و زبان دل

*********************************

رو به کهنه درخت سیب،

نافله می خواندم 

که به راه افتادی 

و سیب ها افتادند.

تقصیر جاده بود که سکوت کرد.

آدم می شوم 

اگر برگردی.


(عسل بانو)

 

پی نوشت 1:

کاش از جنس جنون بال و پری بود مرا

  مثل سیمرغ از اینجا سفری بود مرا

 

پی نوشت 2:

یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود

رقـم مهـر تو بر چهـره ما پیــدا بود

 

یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشت

معجز عیسویت در لب شکّرخا بود 

 

یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس

 جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
 

یاد باد آن که رخت شمع طرب می‌افروخت

وین دل سوخته، پروانه ی ناپروا بود

یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب

آن که او خنده مستانه زدی، صهبا بود 

 
 

یاد باد آن که چو یاقوت قدح، خنده زدی

در میان من و لعل تو حکایتها بود

 

یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی

در رکابش مه نو، پیک جهان پیما بود 

 

یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست

وانچه در مسجدم امروز کم است، آنجا بود

 

یاد باد آن که به اصلاح شما می‌شد راست

نظم هر گوهر ناسفته که "حافظ" را بود 
 
(حضرت حافظ)
[سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٥] [۱۱:۱۸ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak