کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

داروخانه ها را بیهوده نگردید.

درمان ندارد

درد را از هر سو که بخوانی درد است.

آینه ((نامرد)) را ((درمان)) می کند.

و درد...

همچنان درد است.

   (زنده یاد صمد جامی)

 

**********************************

یک لحظه گوش کن خدا!

جدی می گویم.

نه شکوه است، نه گلایه.

در این دنیا حال خیلی ها اصلا خوب نیست.

یک دستی به زندگیشان بکش لطفا.

 

پی نوشت:

 

پدرم امروز خودکار بدست گرفته بود. تقلا می کرد بنویسد.

بی که ما ببینیم. ولی من دیدم.

نتوانست بنویسد. دست راستش را ناکار کرده سکته. پدرم که خطش افتخارم بود در کارنامه پای نمره ها.

 درد دارد خیلی درد دارد.

 

بعد نوشت:

 

عذر می خواهم از شما. از شما یک روز عاشقانه های عسل بانو را اینجا خواندید و  حالا مدتی ست فقط می آیم می نشینم. نق میزنم. از درد می نویسم. موج منفی می دهم. ناراحتتان می کنم.

ببخشید مرا به لطف همه ی حس های خوبی که با وجودتان به من می رسد.

حس هایی مثل:

مثلِ وقتی صورتتو فرو میکنی زیر گردن کوچولو ها و عطر دوس داشتنی پودر بچه میدن...

 

مثلِ حسِ خوب امنیت خونه وقتی رعدِ شدیدی میزنه...

 

مثل ِ وقتایی که کنار ساحل وامیستی و موجا میان از روی پاهات رد میشن و تکرار و.. تکرار و.. تکرار..!


مثل ِ سوار شدن تو یه تاکسی که راننده ش خوش اخلاقه..!

 

همه ی این حس ها و هزار تا حس خوب دیگه رو می خوام با معرفی این وبلاگ به شما هدیه کنم:

http://mesle.blogfa.com

 

امید که ببخشید مرا به خاطر همه ی حس های بدی که منتقل کردم.


[یکشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٥] [٩:٢۸ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak