کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 حجت الاسلام مهدی طائب رئیس شورای قرارگاه راهبردی عمار فرمودند : در صورت حمله همزمان به سوریه و خوزستان، اولویت دفاع از سوریه است....

 
آسیه باکری یادگار گرامی شهید محبوب و والامقام حمید باکری هم امروز این گونه بلیغ و به حق پاسخ اظهارات شیخ مهدی طائب را داده است: 
هنوز پیکر پدر و عمویم در آبهای هور است ... هنوز خوزستان تنها دلگرمی ماست ... خوزستان آرامگاه پدرم است ... آقای طائب اولویت شما هرکجا باشد اولویت ما خاک ایران است.... 
(آسیه باکری فرزند شهید حمید باکری)
 

 

پی نوشت 1:

بلند شو خوزستان:
تو هنوز همان مرد 8 سال استقامتی بلند شو .

تو پاکی! مقدسی .. که خاک تو معجون تیکه های استخون های بچه هاتـِ تو شلمچه و هویزه و فکه .

بلند شو !پـَه چرا این همه خاک رو شونه هاتِ ؟؟

که تو تلویزوناشون عمق چیزی که ازت نشون میدند چهار تا جاده خاکی و لهجه به قول

خودشون خوزستانی که مـُو خودُم نمی فهمُم چی میگن.

چوب خدا خـُو صدا نداره کـُوکا.

و هنوز کارون ات پر آبِ و بچه کوچیکات شَرجی ها شیرجه شنـُو می کنند زیر پل.

می خوای همینجوری زیر خاک بشینی که بچه هات یکی یکی مجبور شند برند یک ور

 دیگه ؟خـُو کجا برند؟ کجا می تونند برند؟مگه کجا جز خاک تو تفریح بچه هاش یک پیرهن

برزیلِ و یک توپ پلاستیکی دو پوسته؟بچه های اون شهر بالا بالایی ها که مثل بچه های

تو نیستند که می خوای بفرستیشون برن!خـُو کجا برند که ظهرهای جمعه تو گرما تو

کوچه بو صـُبور و قلیه ماهی کل خیابونِ بگیره و از سر کوچه تا خونـه  با خودت بخونی:

" مـُو قلیه ماهی می خورُم/

پشتش یک چایی می خورُم/

قلیه ماهی خارداره/

یک مشتی آشغال داره "

کجا برند که سیزده بدر ها بشه بری تو نخلستوناش دَم دو تا نخل با طناب "تاب" درست کنی؟

کجا که وقتی گشنه ات میشه اولین چیزی که به فکرت می رسه یک فلافل سمبوسه با چند تا پاکوره باشه؟

خو هر کی بره دلش تنگ میشه

خوزستانی مالِ خوزستانِ .

بلند شو با هم بریم از خود "نادری" اهواز تا "امیری" آبودان و خرمشهر و ماهشهرِ بگردیم که ببینی اینا بچه های خودت اند که بعد این همه بدبختی هنوز دارند می دووند که آبادت کنند!

تو جلو شیمیایی و موشک و آر.پی.جی خم نشدی !

بلند شو خوزستان.

 

پی نوشت 2:

از ما به خوزستان سلام

از راه دور،غرب شرور

از پشت کوه قاف وتور

آن قاره ی کبروغرور

از لابلای سرزمین سوت وکور

در حسرت ذرات نور...

ای پر تپش قلب زمبن

ای بهر دشمن در کمین

ای دشت نور، ای خاک خوزستان سلام

برتو،زمین کربلا

ای دشت از خون پر جلا

ای پر تلائلو از بلا

بادا درود و هم سلام...

ای مشت محکم بر دهان اجنبی،

ای دشمنِ ظلم و فسادِ هر دَنی

هستند فارغ از رکود و خامشی

مرداب می گردد زبون از ناخوشی

هرگز نگیرد موج زنده خامشی

خورشید کی درمانده شد

هر روز اگر بخشد زمین را تابشی؟!...

از راه دور ، از پشتِ کوه قاف و تور

در حسرت ذرات نور،

ای خاک خوزستان سلام!

ای رودهای آشنا ، ای کرخه و کارون و دز

اروند رود همچو دژ

بر ساحل زیبایتان

شبهای پر مهتابتان، بر موج های آبتان

بر نامتان

از ما، درود و هم سلام

(محمد علی رامین)

 

پی نوشت 3:

بنازم من به خوزستان ... به اقوام ِ بـُرومَـنـدَش
به ایل ِ بختیاری وُ عربهای هنرمنـدَش ...

به دزفولی ِ خوش لهجه .. به آبادانی ِ خونگرم
به اهوازی ِ پرشور و نجیب و بی همانندش ...

بنازم من به خوزستان ، به نیزار ِ شِـکـرخیـزَش
به نخلستان ِ زیبا و به کارون ِ شـُکوهـمنـدَش

خوشا برحال ِ آنان که ز نسل ِ پاکِ کارونند
و خوش برحال ِ آنکس که نمکگیر است و پابـنـدَش

بنازم من به خوزستان ، به گرمای دِل انگیـزَش
به آفتابِ پراز عشق و به شرجی ِ خوشایـَنـدَش ...

دَم ِ فـرزنـدِ خوزستان چو گرمای هوایـَش گرم ...
همیشه در اَمان باشد .. نگهدارَد خداونـدَش ...
.

(مونا چهارمحالی زاده)



[یکشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٦] [٩:٤۳ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak