کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

 

من نه فرشته ام

و نه شیطان...

من آدمی هستم که

می فهمم لبخندت بهشتی از سیب به پا خواهد کرد

پس می خندم که بگویم : سیب !!

 

******************************************

 

 

شادم دقیقا مثل دقیقـه ها که می گذرند و می خندند انگار که با زمین و زمان بازی می کنند

ثانیه شمار میدود و به دنبالش عقربه ی بزرگ و به دنبال او آن عقربه کند و دوست داشتنی و به پشت هر سه چشمان شاد من که خیال می کند باید در امتداد حرکت کند و  او بر حسب ناز حرکت می کند .

ناز می خرد و او ناز می فروشد ؛ نه مثل عشق مثال عاشق که نمی خواهد حتی بازیــ ه ثانیه ها را از دست بدهد .
فعلا که تو می چرخانی و ما می گردیم / و شادیم و تنها غم مان دوری است ؛ که نزدیکی است / یکی ضامن را نزدیک است و یکی صاحب را

 

پی نوشت:

کـشـتـی نـسـاز، ای نــوح! طــوفـان نخواهد آمد
بـر شــوره زار دلــهــا بــــــــــاران نـخـواهد آمد

شــایــد خـــدا بـه شــعــرم لــبخند زند ولیکن
جائی که سفره خالیست مـهـمـان نخواهد آمد

رفـتـی کــلاس اول ایــن جــملــه را عوض کن:
┘◄ آن مـــــرد تــا نــیــایــد بــــــــــاران نخواهد آمد ...

 

عیدتان مبارک

 

[دوشنبه ۱۳٩٢/٤/۳] [۱٢:٥٠ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak