کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش نوشت:

 

قل اعوذ بربِّ عاشق‌ها …

مَلِک الناس، إلهِ عاشق‌ها

قل اعوذُ ... از اینکه دنیا را

 بزند آتش آهِ عاشق‌ها

 ! اشکشان دانه‌های انگور است،

گریه نه، پرده‌هایی از شور است

 حلقه‌ی کهکشانی از نور است،

 گوشه‌ی خانقاه عاشق‌ها

 

******************************************************

 

برگ زرین آسمان، پاییز

سال تحویل شاعران، پاییز ! .

از تب تیر و رخوت مرداد

 خسته بودم، که ناگهان پاییز … .

بادها حاملان این خبرند

که رسیده نفس زنان پاییز .

فصل دلتنگی و قدم زدن است

 خش خش برگ ها… خزان… پاییز

بهترین خاطرات عاشق ها

غالبا بوده از فلان پاییز

 عشق را وامدار پاییزم

 آه از آن چشم ها، از آن پاییز … .

قدر این یک دقیقه یلدا

بیشتر پیش ما بمان پاییز !

 

محمد رسولی

[سه‌شنبه ۱۳٩۳/٧/۱] [٧:٤٤ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak