کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 نبودنت نام های بسیاری دارد

مکزیکی ها به آن ال-نینو می گویند

در آمریکا یاد یازدهم سپتامبر می افتند

خرمشهر و پاوه دوباره اشغال شوند

رضاخان کشف حجاب را مهر می کند

خاطره ی میرزا در ذهن کوهستان یخ می بندد

گوهرشاد درخون غلت می زند

فوران آتشفشان پومپی را دفن می کند

و آخرین بازمانده ژوراسیک

به انقراض تن می دهد.

نبودنت نشانه های بسیاری دارد،

سوراخ عظیم لایه ازن

غرق شدن قاره ها در یخچال های قطب

و یا برخورد شهاب سنگی که تمدن را از بین خواهدبرد

درباره تو مقاله های بسیاری نوشته اند

اما من- کاشف بوسه های آتشین تو-

نامت را سیاه چاله ی سی و سه -بیست می گذارم

که در فاصله ۴۵،۶۰/۴کیلومتری تهران زندگی می کند۰

 

 

شعر بی نظیر از مهدی صدیقی

[پنجشنبه ۱۳٩٥/۳/٦] [۱۱:٤۳ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak