کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

بغض نکن، گریه نکن

اگر چه غم کشیده ای

برای من فقط بگو

خواب بدی که دیده ای

اگر که اعتماد تو

به دست این و آن کم است

تکیه بده به شانه ام

که مثل صخره محکم است

تو را به شعر می کشم

چو واژه پیش می روی

مرگ فرا نمی رسد

تو تازه خلق می شوی

تو در شب تولدم

به شعله فوت می کتی

به چشم من که می رسی

فقط سکوت می کنی

اگر غمی در دل توست

بگو کنار می روم

گناه کن به جای تو

بر سر دار می روم

 

[چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٢۱] [۱۱:٠۳ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak