کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

پیش بیا! پیش بیا! پیش تر

تا که بگویم غم دل بیشتر

 

دوست ترت دارم از هر چه دوست

ای تو به من از خود من خویش تر

 

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

 

داغ تو را از همه دارا ترم

درد تو را از همه درویشتر

 

هیچ نریزد به جز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

 

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر

 

((قیصر امین پور))

[پنجشنبه ۱۳۸٩/۸/۱۳] [٧:٥۳ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak