کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

شعاع درد مرا ضرب در عذاب  کنید

مگر مساحت رنج مرا حساب کنید

 

محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید

خطوط منحنی خنده را خراب کنید

 

طنین نام مرا موریانه خواهد خورد

مرا به  نام دگر غیر از این خطاب  کنید

 

دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم

مگر به شیوه دیگر مرا مجاب کنید

 

در انجماد سکون پیش از آنکه سنگ شوم

مرا به  هرم نفس های عشق آب کنید

 

مگر سماجت پولادی سکوت مرا

درون کوره فریاد خود مذاب کنید

 

بلاغت غم من  انتشار خواهد یافت

اگر متن سکوت مرا کتاب کنید

 

(قیصر امین پور)

 

* * * * * * *

 

 

اما

با این همه

تقصیر من نبود

که با این همه....

با این همه امید قبولی

در امتحان ساده تو رد شدم

اصلا نه تو نه من

تقصیر هیچ کس نیست

از خوبی تو بود

که من

بد شدم

 

(قیصر امین پور)

 

[سه‌شنبه ۱۳۸٩/۸/٢٥] [٧:۱٥ ‎ق.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak