کالسکه چی

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت، آمدم جامه مدر، نعره مزن، هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم...گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 

سلام می کنم به تو، تویی که صادقانه ای

برای من، خودت و ما، یه حس عاشقانه ای

 

سلام تو فقط سکوت و یک نگاه شعله ور

شروع شد میان ما فضای شاعرانه ای

 

ندای قلب عاشقم به گوش کس نمی رسد

گمان کنم برای من هنوز محرمانه ای

 

دلم مثال  برف و تو همان حضور آتشی

چه کیف می کند دلم، چه عشق عادلانه ای

 

کسی سوال می کند اگر روی چه می کنم؟

به ذهن من نمی رسد جواب عاقلانه ای

سید محمد رضا حجازی

[سه‌شنبه ۱۳۸٩/٩/٢] [۸:٤۱ ‎ب.ظ] [عسل بانو]

عسل نوشت شما ()


Design By : Pichak