مغلوب گرداب

پیش نوشت:

    یاران به بسم الله گفتن رد شدند از رود

                من ختم قرآن کردم و مغلوب گردابم

                  ***************************************

 

بنویسید دلش خواست که شیدا باشد

تلخ اگر بود به شیرینی لیلا باشد

 

بنویسید زمان با دل او یار نبود

که اگر بود دلش خواست زلیخا باشد

 

بنویسید نمک گیر شد او با یادت

ودلش خواست که در یاد تو پیدا باشد

 

بنویسید که تقدیر امان نامه نداد

که سرش تا به قیامت به تو بالا باشد

 

بنویسید کسی حال دلش درک نکرد

که دلش خواست به غم های تو تنها باشد

 

بنویسید خدا مونس غم هایش بود

چه کسی مونس غم های تو حالا باشد؟

 

بنویسید که از مسجد و از معبد و از صومعه رفت

و دلش خواست که تنها به تو،تنها به تو لیلا باشد

 

الغرض قصه همین بود و نوشتید ولی

تا ابد چشم دلم خیس و چو دریا باشد

 

نامه را زرورقی سرخ بپوشانیدش

کان همه عشق در این نامه هویدا باشد

 

(عسل بانو)

 

پی نوشت:

این غزل رو قبل از اینکه شروع کنم به گفتن شعرهای نو سرودم.

وصف حال منه همیشه.

 

/ 5 نظر / 14 بازدید
شبیه خودم

سلام عسل جان. خیلی خوب بود. به خصوص شروع خیلی خوبی داشت. تو وقتی عاشق باشی همه چیز هستی.

نجمه رستمی

[گل][گل][گل][بغل]

mamad

salam nemidonestam in beyt vase shomast bebakhshid age bedone ejaze az u gozashtamesh beyte ghashangi bod

سعیده

وای عسلکم...خیلی زیبا نوشتی[دست] خیلی دوسش داشتم[بغل] شبیه منم بود خیلی دوستت میدارم[قلب][پلک]

سوگند

لذت بردم از سرودتون... پایدار باشین در پناه خدا... سال نوتون خوش[گل]