مثل دقیقه ها

پیش نوشت:

 

من نه فرشته ام

و نه شیطان...

من آدمی هستم که

می فهمم لبخندت بهشتی از سیب به پا خواهد کرد

پس می خندم که بگویم : سیب !!

 

******************************************

 

 

شادم دقیقا مثل دقیقـه ها که می گذرند و می خندند انگار که با زمین و زمان بازی می کنند

ثانیه شمار میدود و به دنبالش عقربه ی بزرگ و به دنبال او آن عقربه کند و دوست داشتنی و به پشت هر سه چشمان شاد من که خیال می کند باید در امتداد حرکت کند و  او بر حسب ناز حرکت می کند .

ناز می خرد و او ناز می فروشد ؛ نه مثل عشق مثال عاشق که نمی خواهد حتی بازیــ ه ثانیه ها را از دست بدهد .
فعلا که تو می چرخانی و ما می گردیم / و شادیم و تنها غم مان دوری است ؛ که نزدیکی است / یکی ضامن را نزدیک است و یکی صاحب را

 

پی نوشت:

کـشـتـی نـسـاز، ای نــوح! طــوفـان نخواهد آمد
بـر شــوره زار دلــهــا بــــــــــاران نـخـواهد آمد

شــایــد خـــدا بـه شــعــرم لــبخند زند ولیکن
جائی که سفره خالیست مـهـمـان نخواهد آمد

رفـتـی کــلاس اول ایــن جــملــه را عوض کن:
┘◄ آن مـــــرد تــا نــیــایــد بــــــــــاران نخواهد آمد ...

 

عیدتان مبارک

 

/ 6 نظر / 13 بازدید
سعیده

اینجا هم آن مرد...![نیشخند] ازدست این مردها[کلافه]

گلاب خاتون

بهشتی از سیب.... [لبخند] فقط همین لبخند [لبخند]

شیخ نهایی

شیرین بود چون عسل شاد باشی

عادل

زیبا بود عسل بانو جان شادِ شادِ شاد باشی . همیشه همیشه همیشه

خواهر طوفانی

نمیدونم چرا یاد این بیت از حافظ افتادم : کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیر ... باشد که باز بینم دیدار آشنا را ... ! ( من شرمنده ام اگر جایی را اشتباه نوشتم !‌)

شوکران

اوبنده زرخریدتوست حتمامی اید.نیایدونبیندت حتماخواهدمرد مطمئن باش.