.... و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت.

********************

حوالی این دنیا توقف ممنوع است.

بعضی خبرها، ریتم ندارند، آهنگ ندارند اما خوب که گوش کنی درد دارند.

 سروش محمدی، خان دایی فلفل پرشین بلاگ رفت.رفت که نشان دهد  سیم خاردارها پشت و رو ندارند.

حتما دلواپس می شوند خوانندگان وبلاگش.

حتما دلتنگ می شوند پنجره هایی که بعد از این  بسته خواهند ماند.

زیاد نمی شناختمش ولی از اهالی دل بود. شاعر و ترانه سرا.

روی قبرش بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

 

بیست ساله بود و حتما شعرها داشت برای سرودن.

خدایش بیامرزد.

 

بعد نوشت:

این خاک دگر باره شد از زلزله ویران

یا رب چه رموزیست در این گوشه ی ایران؟

هر تیر بلا می جهد از قوس طبیعت

اول هدفش می شود این خانه ی ویران!

 

 

یک عمر جک گفتیم و سکوت کردند. جنگ شد باکری ها دادند. 

رضا زاده و ساعی شادی به خانه ما آوردند.

این بار نه جنگ است و نه چیز دیگر.خانه هایشان آواره شده. پدر و مادر و خواهر و برادرها زیر آوارند.

 

 

اگر گوشه ای روی نیمکتی نشسته ای و همه آنچه داری کسی ست،  گوشه ی شمال غربی کشور کسانی نشسته اند که همه آنچه ندارند ماییم و کمک هایی ما.

مهرسا رو بخونید یه فکرهایی داره. 

/ 13 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرسا مستقل

عسل جان٬ نوشته امروز منو اگه صلاح میدونی لینک کن.

hmaz

عجب روزگاری شده[لبخند]

سلام

سلام.............دیر که میام وقتی ام میام باید شوکه یشم... خدایش بیامرزد........خدایشان بیامرزد..... چقدر شعرش سکوت داشت.سپاس....

زهرا

خدا رحمتش کنه. اون زلزله هه که خیلی بده. آدم باید هر طور می تونه کمک کنه راستش یکی از دوست های خوابگاهی م اهری بود. اصلا نمی تونم زنگ بزنم بهش. یعنی همه ش می گم اگه زنگ بزنم و اتفاقی برای خودش یا یکی از اعضای خانواده ش افتاده باشه، واقعا چی دارم من که بگم؟؟؟[افسوس]

شیخ نهایی

یاد سروش عزیز به خیر متاثر شدیم سر بزن

kazhal

هرگاه کودک یتیمی گریه کند اشکهای او در کف پر مهر و محبّت خداوند رحمان می ریزد و خدای تعالی می فرماید: چه کسی این یتیمی که پدرش را از دست داده (و اکنون زیر خاک آرمیده) به گریه درآورده است؟ هر کس او را آرام کند بهشت از آن اوست. [گریه] خدا رحمتش کند و به خانواده داغدارش صبوری عنایت فرماید.

رایحه‌ی یاس

سلام بر عسل بانوی عزیزم این دو خبر بسیار ناگوار در این چندوقته بسیار برایم سخت و تکان دهنده بود از خداوند آرزوی شادی روح این عزیزان زا دارم.روح مرحوم محمدی هم غرق رحمت و مغفرت که فردی صاحب اندیشه و صاحب اثر بود.این قطعه شعرش را به یاد او می نویسم که به قول خودش نوشتنش به 6 شب بیداری اش می ارزید...: چقدر مانده زمان رسیدنت برسد چقدر مانده که دستم به چیدنت برسد اگرچه حجم خدایانِ خدایان کاغذی شده ام نخواستند که چشمم به دیدنت برسد اگرچه گربه سیاه پلید شب نگذاشت که لحظه های شگفت پریدنت برسد نگاه کن به غزل، تا به ذهن من شاید شگرد های عجیب کشیدنت برسد گمان کنم که خدا هم دوباره قادر نیست به کشف رازِ شبِ آفریدنت برسد درون سینه ی من جای قلب یک حفره ست خدا کند لحظات تپیدنت برسد محمدکاظم محمدی (سروش) روحش شاد...

رایحه‌ی یاس

سلام بر عسل بانوی عزیزم این دو خبر بسیار ناگوار در این چندوقته بسیار برایم سخت و تکان دهنده بود از خداوند آرزوی شادی روح این عزیزان زا دارم.روح مرحوم محمدی هم غرق رحمت و مغفرت که فردی صاحب اندیشه و صاحب اثر بود.این قطعه شعرش را به یاد او می نویسم که به قول خودش نوشتنش به 6 شب بیداری اش می ارزید...: چقدر مانده زمان رسیدنت برسد چقدر مانده که دستم به چیدنت برسد اگرچه حجم خدایانِ کاغذی شده ام نخواستند که چشمم به دیدنت برسد اگرچه گربه سیاه پلید شب نگذاشت که لحظه های شگفت پریدنت برسد نگاه کن به غزل، تا به ذهن من شاید شگرد های عجیب کشیدنت برسد گمان کنم که خدا هم دوباره قادر نیست به کشف رازِ شبِ آفریدنت برسد درون سینه ی من جای قلب یک حفره ست خدا کند لحظات تپیدنت برسد محمدکاظم محمدی (سروش) روحش شاد...