درخت اگر تو باشی، دل از تبر ببری...

پیش نوشت:

     اینجا دنیاست،

       هیچ چیز در جای خودش نیست.

       یکی بی دل است، یکی دو دل

         یکی هم دل توی دلش نیست.

 

می روم بی دل و بی یار و یقین می دانم

که من بی دل و بی یار نه مرد سفرم

********************************

   این روزهای با هم نبودن را دارم با ساعت شنی اندازه می گیرم، یک صحرا گذشته.

کمی دورتر بایست....مهربان که می شوی دلم بیشتر تنگ می شود.

دورتر بایست که سیب نگاهت را نبینم، سیبی که در نگاهت می چرخد آدم را وسوسه می کند. دوباره (حوا) بی هوا می شود ها. دورتر بایست.

اصلا می دانی؟  یا نیا..... یا نرو....

دلم از آمدن و رفتن می گیرد. اصلا حوالی من توقف ممنوع است.

   اینقدر دور خاطره ها قدم نزن، خاطره ها ما را می برند به چند دانه گندم، نمی دانم شاید به چند سیب، شاید به چند معما. به معمای آمدن یکباره ات اینجا...توی دلم....

  اصلا خاطره ها را بگذار در جیبت، بگذار پیر شوند ، بعد آنها را خط بزن و آدرسی، شماره ای چیزی رویشان یادداشت کن. اصلا حراج کن خاطره ها را...به قیمت تمام عمر من.

راستی می دانی؟ مغز هم دندان دارد، خاطره گیر می کند لایش.

 

                        (عسل بانو)

 

پی نوشت 1:

     نخفته ام زخیالی که می پزد دل من

                  خمار صد شبه دارم، شراب خانه کجاست؟

پی نوشت 2:

        

قطار شو که مرا با خودت سفر ببری

به دورتر برسانی/ به دورتر ببری

تمام بود و نبود مرا در این دنیا

که تا ابد چمدانی‌ست مختصر ببری

که من تمام خودم را مسافر‌ِ تو شوم

تو هم مرا به جهان های تازه‌تر ببری

سپس نسیم شوی تو؛ و بعد از آن یوسف ...!

که پیرهن بشوم تا مرا خبر ببری

مرا به خواب مه‌آلود ابرهای جهان

به خوابهای درختان بارور ببری

و بعد نامه شوم من ... چه خوب بود مرا

خودت اگر بنویسی/ خودت اگر ببری

عجیب نیست که هیزم شکن بیاشوبد

درخت اگر که تو باشی دل از تبر ببری

غروب زوزة باد و شکستن جاده

چه می‌شود که مرا با خودت سفر ببری؟

 

(پیمان سلیمانی)

 

/ 9 نظر / 50 بازدید
فروغ خاموش

واییییییییی چقد قشنگ نوشتی عسلی! مغز هم دندان دارد خاطره گیر میکند لایش[قلب][دست]

شوکران

دور دور انجاکه کوی وبام نیست فتنه وغوغای خاص وعام نیست ابشار ازنغمه های دلنواز یک نفس اسوده وارام نیست بادراباهمرهان سبز پوش گفتگوئی هست وان دشنام نیست گلبنان راخونمائی هست لیک ان همه ازبهر ننگ ونام نیست ابراگراشکی ببارد گاه گاه انز شوقاست ازغم ایام نیست برق خندان است اما همچو من زهرخندش بردل ناکام نیست

محمود

سلام نو و عرض ادبی تکراری با همان لحن قدیم خوبه همین که لحن حرف زدنت زمین تا زیر زمین عوض شد خدارا شاکریم حرف حساب : تا وقتی فکر میکنی دلگیری باورت میشه که دلگیری پس دلگیری ...

محمود

سلام بقیه تارفاش چرا عوض میشه ؟؟؟ لحنتو میگم ارزو همه رسیدن به آرامشی است انکار ناپذیر اما تغییر مدام روحیه منجر به تغییر شخصیت میشه و مغز گسسته میشه خودتو پیدا کن برس به خودت پیشش بشین همونجا بمون :)

محمود

خیله خوب اینا تکراری شده حرف نو بزن تا با چشم نو بخونم فکر نو کنم و حرف نو بزنم :)

افسانه

به خاطر همه مهربونيها و لطفت ممنونم. :)

محمود

سلام فدای حدیث دوست که هرچی تکرار شه تکراری نیست اسرار داری حرفارو نقض کنی نمیدونم چرا اما شاید با این طرز گفتگو به نتیجه نرسیم

عادل

درود بر عسل بانو دوست خوبم روز به روز بهتر از هر روز... اصولا کسی منتقد حقیقی باشه قدمش رو تخم چشم... اما کسی که مغرض باشه رو نباید پاسخ گفت چون خیال واهی میکنن که عددی هست... القصه دوست خوبم چنین موجودات بی هنری که نقد از هنر میکنند زیادندو شما به دل نگیرید چون اسمها عوض میشه اما افکار همچنان کوته بینانه و ابلهانه هستش... این آقا محمود اگه یک هزارم شما هنر داشت چنین گستاخی نمی کردند. خدا به راه راست هدایتشون کنه. جواب ابلهان خاموشیست دوست خوبم. مانا باشید