کسی که بار سفر بست می رود...

شاهد مرگ غم‌انگیز بهارم چه کنم 
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم
نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم
زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم
از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته این ایل و تبارم چه کنم
من کز این فاصله غارت شده چشم توام
چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم
یک به یک با مژه‌هایت دل من مشغول است
میله‌های قفسم را نشمارم چه کنم

(سیدحسن حسینی)

 

**********

اول مهر خوبی نبود امروز. اولین مهر بی درس و کتاب و دانشگاه و حتی بی هیچ انگیزه.

ترافیک ، نچ نچ مسافرانی که مثل من حتما دیر رسیدند به محل کار و دهن کجی عقربه های ساعت که وقتی دوست نداری تندتر می دوند.

هفته ی دفاع مقدس و اهوازی که پر شده از بنرهای یادبود شهدا و جنگ و جنگ وجنگ...

عسل بانویی که نمی داند سیاهپوش کدام غمش باشد.

غم تو که رفتی و ...

یا غم تو که می ترسم بروی،

یا تو که می بینم داری می روی...

چقدر برنامه داشتم برای پست اولین روز پاییز. چه حرف  ها داشتم برای گفتن. کم کم دارم یاد می گیرم برنامه نریزم برای هیچ فردایی. بگذارم زندگی هر جور که خواست بگذرد. من بخندم و زندگی بگذرد.

آدم ها زود می روند. زود می میرند. خیلی زود. کاش یادمان نرود مهربان باشیم.

ببین که "عشق" چه مهمان بی ملاحظه ای ست

رسد به پای خود و رفتنش به دست خداست

 

پی نوشت:

 

شاید که اندکی بنشـیند کنار تو

اما کسی که بار سفر بست، می رود

 

از کـمترین تکان تنَش رنج میکـشی

وقتی که پیش ازین به تو گفته ست می رود

 

آن کس که دل بریده، تو پا هم ببرّی اش

چون طفلی از کنارتو با دست می رود

 

"رفتن" همیشه راهِ رسیدن نبوده است

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

 

 

 

 

/ 8 نظر / 61 بازدید
شوکران

در رفتن جان ازبدن گویند هرنوعی سخن من خود بچشم خویشتن دیدم که جانم میرود بعضی وقتها شرایط طوری پیش میاید که جزرفتن کاری ازدست کسی برنمیاید.هجرت تنها راه زندگی میشود وانسان برخلاف میلش به ان تن میدهد باورکن چاره ای نیست.باید تحمل کرد خداونددانا وحکیم ست باید باو اعتماد کنی.

Kahbod

سلام عسل بانو نوشته هات زیبا بودن به وبلاگ منم سر بزن شاید نوشته های من هم ارزش خوندن داشته باشن[گل]

اعظم مامان آوین

هر جای زندگی حتی اگه مجبور به رفتن شدی امیدوارم هیچ وقت به بن بست نرسی عسل جان . [گل]

Kahbod

سلام پشت ما به لذت بردن بقیه از شعر هامون گرمه ممون از حضورت[گل][خداحافظ]

احلام

سلام و درود روز اول مهر ما هم مثل شما بود. اما از آمدن پاییز خوشحالم.چون بسیار دوستش می دارم

kazhal

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند. عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند. دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند. و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست ... - - - کژال-روستای دلم