تعریف عشق

پیش نوشت:

ماهی ها چقدر اشتباه می کنند....

قلاب علامت کدام سوال است که به آن پاسخ می دهند؟

                                     *********************           

 

هـرگز تـو هـم مــانـنــد مـــن آزار دیــدی؟
یــار خــودت را از خــودت بــیــزار دیــدی؟

 

آیــا تـو هـم  هر پــرده ای را تا گشودی
از چــار چــوب پـنـجـــره دیـــــوار دیــدی؟

 

اصـلا بـبـیـنـم تـا بـه حـالا صـخــره بودی؟
از زیـــر امــــواج آســـمـان را تــار دیدی؟

 

نـام کـسی را در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟
از «آتـنـا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟

 

در پـشـت دیـوار ِحیاطی شعـر خوانـدی؟
دل کـنـدن از یــک خــانه را دشـوار دیدی؟

 

آیا تو هم با چشم ِ بـاز و خیس ِ از اشک
خواب کسی را روز و شب بـیـدار دیدی؟

 

رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
بیـمار بـودی مثل ِمن ؟ ، بیمار دیــدی؟؟

 

حقـا که بـا مـن فــرق داری ــ لا اقـل  تـو
او را که می خواهی خودت یک بـار دیدی



 

 

پی نوشت 1:

 

مثل تاریخ.....

مثل لیوان آبی که از ترس نمی دونم چی شب موقع خواب بالای سرم میذارم....

مثل  رویاهایی که همیشه نا تمام می مانند.....

مثل راهی که برای رسیدن طی می کنیم و بعد که رسیدیم می بینیم که .....

مثل درختی که تنهایی اش را با کلاغ ها پر می کند.....

مثل ترس از فراموش شدن......

مثل قلب که فضای تنگ سینه رو به جنبیدن وادار می کنه....

مثل حس حبس لبخندت موقع گرفتن عکس های پرسنلی....

مثل ....

اصلا هیچی..... پیدا کنید پرتقال فروش را....

 

 

پی نوشت 2:

 

تعدادى از متخصصان این پرسش را از گروهى از بچه هاى ۴ تا ٨ ساله پرسیدند که:«عشق یعنى چه؟»

پاسخ هایى که دریافت شد عمیق تر و جامع تر از حدّ تصوّر هر کس بود. در اینجا بعضى از این پاسخ را براى شما می آوریم:

 

هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت دیگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پایش را لاک بزند. بنابراین، پدربزرگم همیشه این کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. این یعنى عشق. (ربکا، ٨ ساله)

 

وقتى یک نفر عاشق شما باشد، جورى که اسمتان را صدا می کند متفاوت است. شما میدانید که اسمتان در دهن او در جاى امنى قرار دارد. (بیلى، ۴ ساله)

 

عشق هنگامى است که یک دختر به صورتش عطر می زند و یک پسر به صورتش ادوکلن می زند و با هم بیرون می روند و همدیگر را بو می کنند. (کارل، ۵ ساله)

 

عشق هنگامى است که شما براى غذا خوردن به رستوران می روید و بیشتر سیب زمینى سرخ کرده هایتان را به یکنفر می دهید بدون آن که او را وادار کنید تا او هم مال خودش را به شما بدهد. (کریس، ۶ ساله)

 

عشق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست می کند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را می چشد تا مطمئن شود که مزهاش خوب است. (دنى، ٧ ساله)

 

عشق هنگامى است که دو نفر همیشه همدیگر را می بوسند و وقتى از بوسیدن خسته شدند هنوز می خواهند در کنار هم باشند و با هم بیشتر حرف بزنند. مامان و باباى من اینجورى هستند. (امیلى، ٨ ساله)

 

اگر می خواهید یاد بگیرید که چه جورى عشق بورزید باید از دوستى که ازش بدتان می آید شروع کنید. (نیکا، ۶ ساله)

(ما به چند میلیون نیکاى دیگر در این سیاره نیاز داریم)

 

عشق هنگامى است که به یکنفر بگوئید از پیراهنش خوشتان می آید و بعد از آن او هر روز آن پیراهن را بپوشد. (نوئل، ٧ ساله)

 

عشق شبیه یک پیرزن کوچولو و یک پیرمرد کوچولو است که پس از سالهاى طولانى هنوز همدیگر را دوست دارند. (تامى، ۶ ساله)

 

عشق هنگامى است که مامان بهترین تکه مرغ را به بابا میدهد. (الین، ۵ ساله)

 

هنگامى که شما عاشق یک نفر باشید، مژه هایتان بالا و پائین میرود و ستاره هاى کوچک از بین آنها خارج می شود. (کارن، ٧ ساله)

 

شما نباید به یکنفر بگوئید که عاشقش هستید مگر وقتى که واقعاً منظورتان همین باشد. اما اگر واقعاً منظورتان این است باید آن را زیاد بگوئید. مردم معمولاً فراموش میکنند. (جسیکا، ٨ ساله)

 

و سرانجام ...

 

برنده ما یک پسر چهارساله بود که پیرمرد همسایه شان به تازگى همسرش را از دست داده بود. پسرک وقتى گریه کردن پیرمرد را دید، به حیاط خانه آنها رفت و از زانوى او بالا رفت و همانجا نشست. وقتى مادرش پرسید به مرد همسایه چه گفتی؟ پسرک گفت: "هیچى، فقط کمکش کردم که گریه کند"

 

 

/ 8 نظر / 8 بازدید
اعظم مامان آوین

آرش تیر آزادگی در کمان میگذارد ، کوروش دادگری می کند ، سیاوش نجیبانه از آتش می گذرد و زرتشت نوروز را هدیه می دهد . نیک زی ، به زی ، شاد زی سال نو مبارک

فروغ خاموش

بابا اینا همشون خارجی بودند. از بچه های ایرنی بپرسی میترکی از خنده[خنده]لی خداییش خیلی پست قشنگی بود عزیز. من که دوس داشتم[قلب]

فروغ خاموش

نه مثلا میگن بچه پاشو برو بخواب من و بابات کار داریم میخوایم تی وی ببینیم. بعد بچه هه از سوراخ در میبینه که...[وحشتناک] [قهقهه]

فروغ خاموش

[چشمک]خیلی خیلی قالبت زیباست.خیلی خوبه خانومی.مبارک باشه[گل]

فروغ خاموش

نه بگوو.میخوام بدونم. من دختر بدیم؟؟هان؟؟[ناراحت]

علی رضا

به لطف وبلاگ شما من با این آقای کاظم بهمنی و شعراش آشنا شدم ... از مزیت وبلاگ خوب خوندنه دیگه [لبخند]

Azade

خیلی زیبا بود[گل]