گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند
مادرت می گفت دکترها جوابت کرده اند
مرگ تدریجی ست این دردی که داری می کشی
منتها با قرص های خواب ، خوابت کرده اند

 

خواب می بینی که در(( سردشتی )) و (( گیلان غرب ))
خواب می بینی که در آتش کبابت کرده اند
خواب می بینی می آید بوی ترش سیب کال
پس برای آزمایش انتخابت کرده اند
خواب می بینی که مسولان بنیاد شهید
بر در دروازه های شهر قابت کرده اند
خواب می بینی کنار صحن (( بابا یادگار ))
بمب ها بر قریه ی (( زرده )) اصابت کرده اند
قصر شیرینی که از شیرینی ات چیزی نماند
یا پلی هستی که چون سر پل خرابت کرده اند؟
خوشه خوشه بمب های خوشه ای را چیده ای
بادِ خاکی با کدامین آتش آبت کرده اند؟
با کدامین آتش ای شمعی که در خود سوختی
قطره قطره در وجود خود مذابت کرده اند؟
می پری از خواب و میبینی شهید زنده ای
با چه معیاری - نمی دانم - حسابت کرده اند
اصغر عظیمی مهر

/ 4 نظر / 31 بازدید
اغیار

برایت نوشتم نامه ای با جوهر قلبم .... و به دنیای " تو" پای گذاشتم به دنبال این شعر فرخی یزدی!!!! و دوست داشتم تاریخ های گمشده بر صفحه مجازی ات ! مرداد 88 نوشتم برایت نامه ای با جوهر قلبم که فکر میکنم آبی ست ! به دنبال این شعر آمدم . . . . . اخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون نیش آن خار که از دست تو در پای من است !!! یاحق درود بدرود

شیخ نهایی

درود بر عسل بانوی گرامی زیبا بود خوشحالیم که دوباره یافتیم شما را اینکتان را هم در شیخ می چپانیم . شاد باشی