کدام عاشق تریم؟

پیش نوشت:

قحطی دوستی می آید.

هفت سال نه، هفتصد سال در دلم ذخیره و پنهانت می کنم.

بگو کنعانیان منتظر نباشند.

تقسیم شدنی نیستی.

حتی اگر یعقوب بیاید.

 

                                     *********************

کدام عاشق تر بود؟

ابراهیم  یا اسماعیل؟

ابراهیم که گفت در خواب دیده ام که جانت را می ستانم؟

یا اسماعیل که گفت جانم ارزانی رویاهایت؟

 

من عاشق ترم یا تو؟

گفتم (( تو آن بزرگترین هرمی....))                      

گفتی من ابراهیمم ، تبر به دست برای شکستن تو

یادت هست؟

راستی من تو را تکه تکه کردم یا تو؟

کداممان دیگری را شکست؟

 

تو ابراهیم منی...

کافی ست بخواهی و مرا به قتلگاه ببری

 

 

پی نوشت1:

دست هایم این روزها بوی حافظ می دهد

تفال که می زنم

کنعانم بدجور یوسفش را می خواهد...

 

پی نوشت 2:

کاش توی زندگی هم مثل فوتبال وقتی زمین می خوردی و از درد به خودت می پیچیدی، داور می اومد و می پرسید:

می تونی ادامه بدی؟....

/ 8 نظر / 3 بازدید
فروغ خاموش

درووود. خیلی زیبا بودند. ولی این زندگی داوریداره که از داورای زمین فوتبال بهتره! بدون اینکه ازت بپرسه وخودت هم بدونی کمکت میکنه ادامه بدی! چون زنده ای برای ادامه دادن![چشمک]

بـــاران

سلام.. ممنون از حضورت شماهم قشنگ مي نويسي.. ما هم داور داريم! تازه او نمي پرسد مي تواني ادامه دهي يا نه!مي گويد ادامه بد مي تواني.... خوشحال ميشم بازم سر بزني[گل]

علی رضا

چرا همیشه توی عاشقی ، یه طرف ابراهیم میشه و یه طرف اسماعیل ؟ چرا هیچ وقت دو سمت قصه اسماعیل نیست ؟ [ناراحت]

فروغ خاموش

[ماچ][قلب]

عادل

گاهی هم وقتی حریفت دم دروازه توپ به پاش میرسه نه به تو زمین خورده نگاه میکنه و نه توجهی به سوت داور... از روت رد میشه و تو میگی آخ... زمین که بخوری دیگه چه فرقی داره؟؟ داور بگه یا نگه؟ گل بخوری یا نخوری؟ برنده بشه تیمتون یا نشه؟ مهم خودتی که باید چند ماه عصا به دست راه بری و روی گچ پاهات کسی نیست یه امضای خشک و خالی حواله کنه...