مثل حس برگ....

پیش نوشت:

 

   رسیده ام به حس برگی که می داند

    باد از هر طرف بوزد

       سرانجامش افتادن است

 

 

 

*************************

 

 

چقدر دلم می خواهد

      باران، باران

خیال آسوده به خاطرم ببارد

  محراب خشک جای دعا کردن نیست.

 

 

          (عسل بانو)

 

  

پی نوشت1:

 

   خدایا

 اگه هستی پس چرا نیستی؟

  اگه نیستی پس چرا هستی؟

 

 

پی نوشت 2:

ما را کبوترانه وفادار کرده است 
آزاده کرده است و گرفتار کرده است 

بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا 
از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است 

خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را 
در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است 

تنها گناه ما طمع بخشش تو بود 
مارا کرامت تو گنه کار کرده است 

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر 
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است 

 

          (فاضل نظری)

/ 8 نظر / 38 بازدید
سعیده

سلام عسل جونم...خیلی قشنگ بود مثل برگ سرانجام همه ...فقط مرگ و کاش همه مثل برگ عاشق بودیم،عاشق خوبی. "محراب قشنگ دعات رنگین کمونی"

سعیده

یادم رفت برات بنویسم من شعر های فاضل نظری رو خیلی دوست دارم

شوکران

زلیخا مرد ازاین حسرت که یوسف گشت زندانی چراعاقل کند کار یکه بازارد پشیمانی.شریک غمتم.

hmaz

محراب خشک،دیگه محراب نیست؛ سرابه![لبخند][گل]

ترنم باران

اصلا من نمی دونم وقتی اینجا هوا گرمه اونجا چه خبره اونوقت گرد و غبار هم باید سهم شما باشه؟