بی آنکه بدانم...

پیش نوشت:

 

نه طبق مُد دوستت دارم

نه به حکم سنت

همه چیز بنا بر فطرت است

خوب ها دوست داشتنی هستند، خوب ِ من.

 

 

**********************

بی آنکه بدانم

پیرو کدام آئینی

از طواف چشمهایت برگشتم

و

(( ثَقُلَت مَوازینی)).

تمام خنده هایم نذر آن سیب شیرینی

که با یک نگاه

از دلم تو می چینی

از هبوط و عذابش نمی ترسم

که تو زود در کشتی نوح می شینی.

برای عبور از نیل عصا نیازی نیست

غلط نکنم کافر شده ام

 تو که خوب  می بینی.

 

(عسل بانو)

 

پی نوشت 1:

 

به شهر رنگ ها رفتیم گفتی زرد نامرد است

اگر رنگی تو را در خویش معنا کرد نامرد است

 

تو تصویر منی یا من در این آیینه تکرارم؟

جهان آیینه ی جادوست زوج و فرد نامرد است

 

چه قدر از عقل می پرسی چه قدر از عشق می خوانی

از این باز آی نااهل است از آن برگرد نامرد است

 

نه سر در عقل می بندم نه دل در عشق می بازم

که این نامرد بی درد است و آن پر درد نامرد است

 

بیا پیمان ببندیم از جهان هم جدا باشیم

از این پس هر که نام عشق را آورد نامرد است

 

 

فاضل نظری

 

پی نوشت 2:

درد دارد وقتی همه چیز را می دانی

و فکر می کنند نمی دانی

و غصه می خوری که می دانی

و می خندند که نمی دانی

 

 

پی نوشت 3:

کلی حرف داشتم امروز برایتان با چند عکس از ماجرایی جالب که می گذارم برای فرصتی بعد.

عجالتا وبلاگ فیلوهیستوریا را ببینید. مفتخرم به همکاری در به روزرسانی این وبلاگ.

پر است از عکس های تاریخی ایران قدیم.

دیدنش خالی از لطف نیست.

 

/ 8 نظر / 31 بازدید
سعیده

عسل...خیلی دوستش داشتم خیلی عالی نوشتی...[دست]با صورت خیس واست نظر نوشتم[گل]

سعیده

روی منم حساب کنید واسه عکس... چیزای جالبی دارم که باید برات بفرستم[لبخند]

شوکران

ازانجائیکه خداوندخودنیزعاشق است وعشق بهبندگانش دارد.هیچ عاشقی البته واققعی نبایدازخشم خدابترسد چون عشق رادوست دارد.وامافریادزدن درعسق کارهرکس نیست.زلیخا میخواهد.علی میخواهد.وفریادهائیکه ناقوس زمان بگوشمان میرساند.وتوراهم.ازجسارت گفتاروشجاعت نوشتارت لذت میبرم.گرمازسربریده می ترسیدیم درمحفل عاشقان نمی رقصیدیم.وچقدریباست شعر فاضل نظری. بیاپیمان ببندم ازجهان هم جداباشیم ازاین پس هرکه نام عشقرااوردنامرد است افرین براینهوه ذوق.

عادل

از طواف چشمهایت برگشتم و (( ثَقُلَت مَوازینی)). تمام خنده هایم نذر آن سیب شیرینی که با یک نگاه این قسمتش رو دوست داشتم زیبا بود [گل]

سعیده

نمیدونم چرا ولی همین الانم دوباره گریه کردم...بی دلیل این نوشته ات رو خیلی دوس دارم...[گل]

اعظم مامان آوین

عسل جان خیلی دلم گرفته بود با خوندن این متن زیبا تونستم خودمو آروم کنم .خیلی بهم آرامش داد .مرسی عزیزم [گل]

فروغ خاموش

[لبخند][قلب]خیلی عالی بود عسل بانو جان.مثل همیشه!ببخش دیر اومدم[قلب]

دنیا

مطالب زیبایی بود درود بر شما موفق باشی و پایدار[گل]