پیش نوشت:

 

دلم که برایت تنگ می شود سرک می کشم لا به لای نوشته های خودم.

هیچ جا نیست که اینقدر پر باشد از تو.

 

******************************

 

 

کوه یخی قلبم

که در استوای نگاهت مذاب شد

اقیانوس غرورم

که در جزر و مد کلامت حباب شد

این شادی کودکانه را هم

بگیر و

 در شکنجه گاه  غم چشمانت

عذاب کن،

خیالی نیست


 

(عسل بانو)

 

 

پی نوشت1:

اگر قرار باشد

هر یک از انسان هاغم خود را در دست بگیرند و در صفی بایستند. هر کس با نیم نگاهی به بغل دستی خود غمش را در جیب می گذارد و به خانه بر می گردد

(فردریش نیچه)

 

پی نوشت 2:

تصمیم گرفته ام از نوع کبری که در حال زندگی کنم.

گذشته که گذشت، آینده را هم هیچ کس ندیده.

حال را بغل می کنم که (قد آغوش منه....نه زیاده نه کمه).

کنج بی قراری ها یک صندلی می گذارم برای وقتی که خسته شدی، برای وقتی که تصمیم گرفتی حالا را بغل کنی، دم از افسردگی نزنی، از آینده ی نیامده نترسی،

شاید صبح یکی از همین روزهای خدا، آمدی و حرفی از شادی زدی.

بعد کنج همان بی قراری ها با هم روی همان صندلی می نشینیم  و دست به دامان خدا می شویم. بعد چیزی آهسته درونمان صدا می زند که:

 نترس

از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست.

بعد نگاههای تلخ شهر را تحمل می کنیم و مجنون می شویم. همیشه نباید دنبال باران و بابونه باشیم.

گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس، به غنچه ای می رسی که زندگیت را روشن می کند.

یادت باشد، دلت که شکست، سرت را بالا بگیری، فریاد نزن، شرمگین نباش، صبور باش و ساکت.

 

پی نوشت 3:

من آن ابرم که بارانش تو هستی

همان یوسف که کنعانش تو هستی

مسافرمی شوم تا آخر عمر

در آن  راهی که پایانش تو هستی

 

 

 

/ 15 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حبیب

[گل][گل]سلام دوست عزیز[گل][گل] اولا وبلاگ خوبی داریدموفق باشید[لبخند] لبخند] ثانیا : بامطالب جدید به روزم خوشحال میشم بهم سر بزنید[لبخند][گل]

فروغ خاموش

[گل][قلب]

شیخ نهایی

شاد باشی بانو زیبا بود [گل]

سعیده

کجایی دختر...؟ فکر می کردم خودم از این عادت ها دارم...زودی بیا دلم تنگ شد[ناراحت]

سلام

میخونمتااااااااااااااا تو مدرسه نمی شه نظر گذاشت!! نمی دونم چه مرگشه!![زبان] من کلی کیف میکنم از شعر هات...نوشته هات... دردو دلات... هر گوشه یه چیزیه که با حاله من متناسبه.... ممنون

اندر احوالات

دلم که برایت تنگ می شود سرک می کشم لا به لای نوشته های خودم. هیچ جا نیست که اینقدر پر باشد از تو اینو خیلی دوست داشتم

سلام

و سکوت....... متاسفم... ما بیشتر برای ندیدن های خودمون دلتنگیم...... وگرنه مقصد و مقصود همون جاست.... باید به خودمون یاد بدیم عرض زندگی مهمتر از طولشه... ان الله مع الصابرین از خدا برایت صبر و عشق میخواهم...که داری[لبخند]

عادل

[گل][گل]