گوشه ی خیابان


پیش نوشت:


چارلی: محل پاک شدنِ گناه کلیسا نیست، تو خیابونهای پایین شهره!!

(نام فیلم: Mean Streets)

 

××××××××××××××××××××××××

خیلی جوان است، خیلی. کز کرده از سرما ، گوشه ی خیابان نشسته ، چند جوراب و جاکلیدی و از این خنزر پنزرها گذاشته روی زمین برای فروش، هر بار که رد می شوم سرش در کتابی ست و با علاقه می خواند، نه می خورد کتاب را، از کتاب های دانشگاهی ست، دانشجوست احتمالا.

بعضی از خطوط رو هم با مارکر فسفری رنگ های لایت کرده.

هوا هم خیلی سرد است. خیلی. پسر خیلی جوان است به اندازه ی سرما.

با خودم فکر می کنم شاید سال ها بعد همین جوان به جایی برسد، کسی شود برای خودش، بعد حتما از این روزهایش با افتخار یاد می کند. مثل ابن سینا که به ذغال روی حلبی تمرین می کرد، یا مثل شهید رجایی یا مثل همه اونهای که من نمی شناسم.

چند قدم آن طرف تر، جوانی کارتن گذاشته خوابیده، یک نامه هم نوشته خرچنگ قورباغه که من مریضم و از این حرف ها.

یک پتوی سبز هم انداخته رویش و کز کرده زیر پتو. هر از چندی هم سر از زیر پتو بلند می کند نگاهی می اندازد. یک جوری طلبکار که انگار دی اکسید کربن می گیرد اکسیژن پس می دهد به ملت.

تفاوت زمین تا آسمان است ها. 

/ 13 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعیده

ما بیشتر[قلب] کامنت دونی[خنده][قهقهه][قهقهه] نظر نذاشته قبولت دارم...عاشقتم به خدا[بغل]

شاینا

سلام عسل خانم. من از خوانندگان وبلاگ دوست شما فروغ خاموش هستم.چند وقتی به وب ایشان سر نزدم اما حالا هر چه می گردم می بینم هم وب ایشان و هم وب خواهرشان حذف شده است. می خواستم از طریق شما از حالشان خبر بگیرم .متشکرم.

يه نفر

جالب بود. ... ياد خودم افتادم.يه وقتايي از اين مدل متنا مينوشتم...

zahra

بسیار عالی! امیدوارم همین طور که نوشتی بشه![لبخند]

جليل شعاع

هي...زندگي عجيب خيابون ها...ارادمند عسل بانوي عزيز [گل]

نیما هوشمند

لینک شما را در وبلاگ استاد موسوی دیدم...خوشحال میشوم به شعرهایم سری بزنید باران می بارد/ چتری با خود نیاور قطره های باران رسانا هستند بگذار تمام کوچه های شهر بوی تو را بگیرند.

مهدی آخرتی

سلام دوست من دعوتید به شعره و خبرهای وبلاگم

کهکشان

تفاووت تربیت تا تربیته...[ناراحت]